در جامعه‌ی من زنان هر قدر آزادتر باشند، برچسپ بد بودن برای‌شان عمیق‌تر زده می‌شود

در جامعه‌ی من اگر زنی سرشار و شاد باشد و همیش بخندد بی‌حیا خطاب می‌شود

اگر زنی شوخ‌طبع باشد، فاحشه خطاب می‌شود

اگر زنی در برابر حرف های دیگران از خود دفاع کند بی‌تربیه خطاب می‌شود

در جامعه‌ی من اگر زنی آرایش کند و با لباس دلخواه‌اش بیرون برود بی‌شرم خطاب می‌شود

اگر زنی عاشق شود و به میل دل‌اش ازدواج کند بدکاره خطاب می‌شود

در جامعه‌ی من معیار خوب بودن زن در سکوت، غم‌گین بودن، انجام‌کارهای خانه و کم‌تر بیرون شدن از خانه قلمداد می‌شود

در جامعه‌ی من اگر می‌خواهی زن خوب باشی باید ساکت باشی

باید تن به ازدواج اجباری بدهی، به سلیقه مردان‌خانه که حاکمان خانه هستند لباس بپوشی و در برابر حرف دیگران سکوت کنی

زن خوب بودن در جامعه‌ی من همین است

در جامعه‌ی من باید انتخاب بکنی زن خوب از دید مردم باشی یا یک زن شاد بی‌خیال حرف‌های مردم

در جامعه‌ی من داشتن آزادی برای زنان یک خواب است و خیال

صحبت کردن در مورد نیازهای انسانی شان تابو و است و محال

در جامعه‌ی من برای زن خوب بودن باید حق تحصیل، انتخاب همسر، طرز لباس پوشیدن و شاد بودن و خندیدن را کنار گذاشت

در جامعه‌ی من اگر زنی سرشار، مستقل، شوخ، خندان و آراسته را دیدید برچسپ بد برایش نزنید

آنان بد نیستند برعکس زنان قوی و شجاع هستند

زنان قوی زنان عجیب و غریب نیستند خود واقعی‌شان اند، آنان را پر و بی‌حیا خطاب نکنید

زنان قوی بلدند محدودیت‌های بیمارگونه جامعه را پشت سر بگذارند و همواره لب‌خند به لب روبه جلو در حرکت اند و برای آینده بهتر برنامه‌ریزی می‌کنند

در جامعه‌ی من زن بودن همین است" مبارزه با حرف‌ها و دید نامناسب مردم"